۰۲۱-۲۲۹۶۸۲۴۴ - ۰۹۳۹۱۲۲۸۶۹۱

من آناکارنینا نیستم

۱۰,۰۰۰ تومان

فروشنده: ققنوس

تولید کننده: انتشارات قطره

افزودن به سبد خرید


پیرمرد هر شب با دقت هفت‌ تیرش را پاک می‌ کرد و زیر سرش می‌ گذاشت. پنجاه سال ـ از زمان جنگ دوم جهانی ـ هر شب قبل از خواب، کارش همین بود. هفت‌ تیر سیاه‌ رنگ عهد عتیق را که از پدرش به ارث برده بود، هر شب با وسواس بسیار پاک می‌ کرد. توی لوله‌ اش فوت می‌کرد و ضامنش را برق می‌ انداخت. اسمش را یاقوت گذاشته بود.
آن وقت‌ ها جوان‌ تر بود و عینک به چشم نداشت. هر بار همسرش، گل‌ خانم از او می‌ پرسید: «برای چی هفت‌ تیر را تمیز می‌ کنی؟» همیشه یک جواب می‌داد: «خدا را چه دیدی؟ آدم که از فردای خودش خبر ندارد!»
آن روزها پیرمرد تازه بیست سالش تمام شده بود و یک ماه نمی‌ شد که خدا پسری به او داده بود. پیرمرد خودش را مسئول گل‌ خانم و پسر یکی یک دانه‌ اش می‌ دانست و دلش نمی‌ خواست در ایام جنگ، اتفاقی برای خانواده‌ کوچکش بیفتد ـ هر اتفاقی که می‌ خواهد باشد. ـ با خودش فکر می‌ کرد، جنگ به‌ زودی تمام می‌ شود و او یاقوت را جایی دور از چشم همه پنهان خواهد کرد و آن وقت همه‌ غصه‌ ها و نگرانی‌ ها به پایان خواهد رسید و همگی خوشبخت و آسوده در کنار هم زندگی خواهند کرد ...
وقتی که جسد را پیدا کردند، هنوز بدنش گرم بود. خون یا اثری از جراحت در بدنش پیدا نکردند. مرد سرایدار هم چیزی ندیده بود، فقط صدای گلوله شنیده بود. پیرمرد سرایدار مثل جادو شده‌ ها رو به‌ رویش را نگاه می‌ کرد و مدام می‌ گفت: «چرا آقا؟ چرا این طوری آقا؟».

نمایش بیشتر

موضوع : رمان و داستان ایرانی

نویسنده : چیستا یثربی

تاریخ چاپ : ۱۳۹۵

شابک : ۹۷۸۶۰۰۱۱۹۸۴۳۴

نوبت چاپ : ۵

مشخصات کتاب

موضوع : رمان و داستان ایرانی
نویسنده : چیستا یثربی
تاریخ چاپ : ۱۳۹۵
تعداد صفحات : ۹۶
تیراژ : ۱۰۰
قطع : پالتویی
نوع جلد : شمیز
شابک : ۹۷۸۶۰۰۱۱۹۸۴۳۴
نوبت چاپ : ۵