۰۲۱-۲۲۹۶۸۲۴۴ - ۰۹۳۹۱۲۲۸۶۹۱

ماه تمام


تولید کننده: نشر آموت

ناموجود


کتاب حاضر، روایت دغدغه‌ های زندگی دختری به نام «آیلار» است. «آیلار» به دهه سوم عمر خود وارد شده است. او درس پزشکی خوانده و مطبی برای خود در تهران زده است. اینک او در پی بلوغ فکری و روحی به دنبال عشق و مردی می‌ گردد که با وی زندگی مشترک تشکیل دهد، اما در جست‌ و جوی عشق ناکام می‌ ماند و شکست می‌ خورد. او از رنج‌ ها و مصیبت‌ های زندگی خسته شده و در جریان زلزله بم همراه گروهی به قصد خودکشی به آنجا اعزم می‌ شود. در آنجا با «حبیب یوحنا» آشنا شده و این آشنایی، دیدگاه‌ جدیدی نسبت به زندگی در «آیلار» به وجود می‌ آورد. «آیلار» سرانجام با انتخاب «حبیب» به عنوان همسر به آرامش می‌ رسد.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
رفتم وسط خط ویژه اتوبوس ایستادم. اتوبوس نبود. ایستادم و از آنجا به پنجره مطبم، به تابلوی پزشکی‌ ام نگاه کردم. خودم را دیدم که با روپوش سفید و روسری پلنگی می‌ خندم. چشم‌ هایم را بستم. می‌ خواستم همان جا به فراموشی خاک سپرده شدم. همان لحظه تصمیم گرفتم که تمام کنم و زندگی خفت‌ بار و تحقیر شده‌ام را به آخر برسانم. صدای وحشتناک بوق، چشم‌ هایم را گشود. راننده سرش را بیرون آورده بود و نعره می‌ زد: می‌ خوای خودتو بکشی، چرا با جون ما بازی می‌ کنی؟ بکش کنار. به خودم آمدم و کشیدم کنار. راه دادم تا عبور کند. داشتم چه کار می‌ کردم؟ یک لحظه با تمام وجود مرگ را به زندگی‌ ام دعوت کردم. کاش می‌ آمد. ولی اینجا جای دعوت او نبود. وسط شهر. توی خیابان شلوغ ولی‌عصر...

نمایش بیشتر

موضوع : رمان و داستان ایرانی

نویسنده : معصومه چاوشی

تاریخ چاپ : ۱۳۹۰

شابک : ۹۷۸۶۰۰۵۹۴۱۳۸۸

نوبت چاپ : ۱

مشخصات کتاب

موضوع : رمان و داستان ایرانی
نویسنده : معصومه چاوشی
تاریخ چاپ : ۱۳۹۰
تعداد صفحات : ۳۱۲
قطع : رقعی
نوع جلد : شمیز
شابک : ۹۷۸۶۰۰۵۹۴۱۳۸۸
نوبت چاپ : ۱