۰۲۱-۲۲۹۶۸۲۴۴ - ۰۹۳۹۱۲۲۸۶۹۱

افسانه فلوت بداغ


تولید کننده: نشر نی

ناموجود


هانوسیا گفت: «بابا، آن لکه‌ های روی ماه چیست؟» واسل جواب داد: «اوه... می‌ گویند برادری برادر خود را کشت و او را با سه‌ شاخه‌ای به هوا بلند کرد. این دو برادر اسمشان هابیل و قابیل بود. خدا آن‌ ها را در آسمان قرار داد تا مردم گناه برادرکشی را از یاد نبرند. اما دخترم، حالا دیر شده است، برو بخواب!» هانوسیا با دقت نگاهی به لکه‌ های تیره روی زمینه نقره‌ ای ماه انداخت و به‌ طور واضح سایه دو آدم ریزنقش را دید که یکی کمی بلندتر از دیگری بود، دست‌ و پایشان به‌ طرز عجیبی ولنگ و واز بود و خط نازک اریبی آن‌ ها را از هم جدا می کرد که دقیقا در سطح سینه آدمک دوم تمام می‌ شد، این سوال از زبان هانوسیا بیرون پرید: «آخر چرا برادری برادرش را با سه‌ شاخه به هوا بلند کرد؟»، دلش می‌ خواست این را هم بداند که چرا خداوند این دو برادر را تا ابد در آسمان قرار داد. آن برادر روی سه‌ شاخه چه گناهی کرده بود؟ آیا او دردی حس نمی‌ کند؟ چرا بین دو برادر، برادر قاتل و برادر مقتول تمایزی وجود ندارد؟ این موضوع مهم هانوسیا را نگران می‌ کرد که اگر خداوند آن‌ ها را برای مجازات روی ماه قرار داده است، پس چرا دوتایشان به یک شیوه تنبیه شده‌ اند؟... واسل غرولندکنان، گویی با آدم بزرگی طرف است، گفت: «حالا برو بخواب، دیگر دیر شده است!» و هانوسیا با حس ششم، نه فهم کودکانه، درک کرد که پدر چیزی ندارد به او بگوید. «چوماک‌ ها، آن‌ ها که دور دنیا را می‌ گردند، همه‌ اش دروغ تعریف می‌ کنند...»

نمایش بیشتر

موضوع : رمان جهان، ادبیات اوکراین

نویسنده : اکسانا زابوژکو

مترجم : کاترین کریکو نیوک

تاریخ چاپ : ۱۳۸۵

شابک : ۹۷۸۹۶۴۳۱۲۸۲۸۸

مشخصات کتاب

موضوع : رمان جهان، ادبیات اوکراین
نویسنده : اکسانا زابوژکو
مترجم : کاترین کریکو نیوک
تاریخ چاپ : ۱۳۸۵
تعداد صفحات : ۱۱۶
قطع : رقعی
نوع جلد : شمیز
شابک : ۹۷۸۹۶۴۳۱۲۸۲۸۸